أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

296

قانون ( فارسى )

ب - ابزار و منظورم از آن رگ ضربان‌دار است و آن را نيز در بخش اندام‌ها شناختى ج - نياز به فرونشاندن - نبض به اندازهء معينى نياز به خاموش گردانيدن دارد ، چه ممكن است حرارت به حدى برسد كه جهت برگشتن به حالت اعتدال ، به عامل فرونشانندهء آن نياز باشد . كنش عوامل ماسكه بحسب دورى و نزديكى نسبت به ابزار لازم و تغييردهنده مطلق ( مغيره على الاطلاق ) ، تغيير مىيابد فصل ششم - عوامل ماسكه و شرح آنها اگر ابزار ( رگ ضربان‌دار ) نرمش‌پذيرى داشته باشد ، نيرو زياد باشد و نياز به فرونشاندن حرارت نيز زياد باشد ، نبض بزرگ است و در بزرگ نماياندن نبض ، نياز از همه مؤثرتر است . اگر نيرو كم باشد نبض حتما كوچك است . اگر نيرو كم و ابزار سخت و نياز اندك باشد ، نبض كوچكتر است . نبض بواسطه سختى ابزار ، كوچك مىشود ليكن كوچكى نبض بر اثر سختى ابزار با كوچكى آن بر اثر ناتوانى نيرو متفاوت است . اگر نيرو ناتوان باشد ، نبض علاوه بر كوچكى در كوتاهى و پستى نيز افراط خواهد داشت ، ليكن كوتاهى و پستى بر اثر سختى ابزار به اين حد نخواهد بود . كم نيازى نيز سبب كوچكى نبض مىشود ولى نه به آن اندازه كه كم‌نيروئى موجب آن مىگردد . اگر ابزار سخت و همراه نيرو باشد و بىنيازى نيز با نيرو همراه باشد ، نبض بر اثر سختى ابزار بيشتر از تاثير بىنيازى كوچك مىگردد ، زيرا نيروى همراه بىنيازى ، حالت اعتدال نبض را زياد كاهش نمىدهد و مىتواند گسترش يابد ولى نمىخواهد از اعتدالى كه به آن نياز دارد ، زياد پا فراتر گذارد . اگر نياز بسيار و نيرو زياد باشد و ابزار نيز بواسطهء سرسختى ، آمادگى پذيرفتن بزرگى نبض را به حد شايسته و بايسته نداشته باشد ، نبض سريع مىزند تا جبران از دست دادن فائده بزرگ بودن را بنمايد . اگر نيرو ناتوان باشد و نتواند نبض را بزرگ و سريع كند ، نبض بناچار بطور متواتر مىآيد تا با اين تواتر دائمى تلافى بزرگى و سرعت از دست رفته را بنمايد . با اين عمل ، تواتر زياد را بجاى بزرگى يكباره و يا شتابزدگى دوباره مىنشاند . اين حالت به آن مىماند كه شخصى بارى دارد و اگر چنان نيرومند باشد كه بتواند آن را يكباره بر دوش گيرد ، آن را برمىدارد و اگر نتواند همه آن را يك دفعه بردارد آن را به دو قسمت مىكند و در حمل اين دو قسمت شتاب مىكند . اگر حمل يكى از دو قسمت هم از توان او خارج باشد ، آن را به چندين بخش تقسيم مىكند و هر بخشى را علىحده برميدارد و حمل مىكند . عمل حمل